الفيض الكاشاني
الكلمات المضنونة 6
مجموعة رسائل
تقرير شد « 1 » ومورد پسند مرحوم فيض كاشاني قرار گرفته ، ودر اين رساله منعكس شده است . البتة مرحوم فيض در اين رساله ، نگاهى نيز به كتب أستاذ خود صدر المتألهين شيرازي دارد ، مخصوصاً كه قسمتهايى از رساله از كتاب المبدأ والمعاد ملاصدرا اقتباس شده است « 2 » ، امّا مانند ساير نوشتههاى فيض اثرى از نام ونظريهء خاص أستاذ منعكس نمىشود ، حتّى در ادامهء فقرهء مقتبس از كتاب المبدأ والمعاد صدر المتألهين به نقد نظريهء شيخ اشراق مىپردازد « 3 » ، امّا فيض از كنار آن مىگذرد وبه نظريهء شيخ اشراق پايبند مىماند . فيض به برخى ويژگيهاى ديگر علم الهى مىپردازد ، وعلم الهى صفت نفسي أزلي است ، همان طور كه علم حق تعالى به ذات خود نيز صفت أزلي است ، پس هيچ تعدّدى در علم به ذات وعلم به مخلوقات قابل تصور نيست وهيچ تعدّد وانفكاكى در آن راه ندارد . علم حق تعالى به مخلوقات از آنها حاصل نشده ، تا موجب شود علم الهى مستفاد از غير باشد ( فصل 4 ) ؛ بلكه أشياء به نفس ذاتشان نزد ذات الهى حاضرند ، بدون اينكه اين حضور ، كثرتى در ذات الهى پديد آورد ، زيرا كه كثرت آنها از نوع كثرتى است كه با وحدت در مقام ذات الهى منافاة ندارد . ( وصل 6 ) علم حق تعالى نظير معلومات انسانها نيست وچگونه شبيه معلومات ما باشد ، حال آنكه أو خالق وموجد آنهاست وما چنين نسبتي با پديدههاى جهان نداريم ، پس أشياء داراى دو گونهاند : گونهاى به سوى خدا كه از اين نظر وحداني ، أزلي وغير متغيّر وحاضر نزد اويند . وگونهاى ديگر به سوى ما كه از اين وجه متفرّق ، متكثّر ومتغيّر ؛ وخلاصه وجودي متناسب با ذات ما دارند : « فللأشياء وجهان : وجه إلى الحقّ سبحانه وهي من هذا الوجهحاصل له ، متحقّق عنده ، حاضر لديه في الأزل حصولًا جمعياً وحدانياً غير متكثّر ولا متغيّر باق . وبالجملة على ما يناسب ذاته سبحانه وصفاته وأفعاله . ووجه آخر إلينا وهي من هذا
--> ( 1 ) - شرح الإشارات والتنبيهات ( نمط 7 ، فصل 17 ) ، ج 3 ، ص 285 . ( 2 ) - همين رساله ، أصل 9 . ( 3 ) - المبدأ والمعاد ( فصل في علمه تعالى ) ، ص 115 .